تبریکمان گفتید
تبرکمان نکردید
بدین سان نامیی شدیم و نشانی
در کوچههای مردهگان
چه بسا دستتان
کلون خانههامان را فرسود
ولی شیطنتتان جز از هوای هشتی
فراتر نرفت
تا در اندرونی خویش
همیشه باردار تنهاییای تلخ بمانیم
خواستیم رنج نباشیم
گنجی شدیم
که وسوسهی عریانیاش
چادر از سر انسانتان میکشید
همیشه
تبریکمان گفتید
تبرکمان نکردید ...
